ساده ای لیلی جان...
هیچ مردی
سربه بیابان نمیگذارد...
ساده ای لیلی جان
اینجا مجنون ها
با یک کلیک
روزی هزار بار عاشق میشوند...
هیچ مردی
سربه بیابان نمیگذارد...
ساده ای لیلی جان
اینجا مجنون ها
با یک کلیک
روزی هزار بار عاشق میشوند...
روزی به تمام این بی قراری ها میخندی
و ساده
از کنارشان میگذری...!!!
این قشنگترین دروغیست که
دیگران برای آرام
کردنت به تو میگویند ...
کـــــــور باش بانــــــــو!!
_نگاه کنی می گویند نَــــــــــخ داد...
عَبــــــوس باش بانــــــــــو!!
_لَبخنـــد بـِــــزنی می گویند پا داد...
لال باش بانـــــــــو!!
_حرف که میزنــــــــی می گویند جِـــــــــلوه فُروخـــــت...
" شایــــــد دست از سرمـــــــان بردارنـــــــــد...شایــــــد..!! "
سکــــوتــــــــ ...
رســا تــرین فــریــاد یک " زن " است ...
وقتی سکوتـــــ میکند ...
وقتی بحث نمیکند
...
وقتی برای بهـ کرسی نشاندن عقایدش تلاش نمیکند ...
بــفــهــم
..!
کهـ واقعــآ آسیب دیدهـ است...
تمـــــــــام نیمکتهای پارک دو نفره اند...!
بـــــی خیــــــال...
به درخت تکیه میدهم...
هنوز به دیدار خدا می روند ... !
خدایی که در یک مکعب سنگی خود را حبس کرده !!
خدا همین جاست ، نیازی به سفر نیست !
خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند ...
خدا در دستان کسی است که نابینایی رااز خیابان رد می کتد ...
خدا در اتومبیل پسری است که
مادر پیرش را هر هفته برای درمان به
بیمارستان می برد ...
خدا در جمله ی " عجب شانسی آوردم"است !!
خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو!!
خدا کنار کودکی است که می خواهد از فروشگاه شکلات بدزدد!!
خدا کنارساعت کوک شده ی توست، که می گذارد 5 دقیقه بیشتر بخوابی!!
از انسانهای این دنیا فقط خاطراتشان باقی می ماند
و یک عکس با روبان مشکی...
از تولدت تا آن روبان مشکی ، چقدر خدا را دیدی ؟!
خدا را 7 بار دور زدی یا زیر باران کنارش قدم زدی ؟
خدا همین جاست ، نه فقط در عربستان!!!
انـבوه
ڪــہ از حــב بــگــذرב
جــايــش
را مـےבهــد
بــہ يــڪـ بــےاعتنــايــے مــزمــלּ
ديــگــر
مـهـّـم نـيــωـــت
بــوבלּ يــا
نـبــوבלּ ...
בوωـــت בاشـتــלּ يـــا
نـداشتـלּ ...
בيـگــر
حـωـــے تـو را بـــہ احـωــــاس ڪـرבלּ نمــے
ڪـشــانــد
...
בر آن
لحظـــــہ فـقــط בر ωــڪـــوت غــرق مي شــوے
و فـقـط
نـگــاه مـيـڪـنــے...
نـگــــــــــاه
...!
امروز که از خواب بیدار شدم
مطمئن بودم که یه روز قشنگیه
یه روز متفاوت
یه روز که متعلق به
عزیزترین کسمه![]()
کسی که همیشه کنارم
بوده![]()
امیددهنده ام بوده
حرفاش بوی ارامش میده
سکوتش پرمعناترین حرف دنیاست
چشماش بهم معنی دوس
داشتنو فهموند![]()
وقتی می خندیدم ،در
اغوشم میکشید![]()
وقتی گریه می کردم ،
وفادارانه کنارم گریه کرد![]()
دستای لرزانش اشکامو پاک می کرد و موهامو نوازش میداد
ابجی جونم امروز روزیه خدا تورو به من داده

تولدت مبارک
بهترین ابجیه دنیا![]()

خیلی دوسم داری میدونم ، پس حتما هم میدونی که من چقد دوستت دارم
همیشه کمکم کردی
هیچ وقت تنهام نذاشتی
هیچ وقت باوجود تو تنهایی رو تجربه نکردم
خیلی مهربونی ، مهربانیاتو چطور باید جبران کنم؟!
هیچ وقت یادم نمیره که چقد بفکرم بودی
چقد غصه ی منو میخوردی
و همیشه ی خدا، نگران من بودی
وقتی
بودم خیلی کلافت کردم
میدونم منو ببخش بابت شیط.ونیام![]()
هنوزم با شیطونیام اذیتت میکنم
![]()
شبا حضورت آغوشت واسم بهترین آرامش بود...و چقد دلم واسه قصه های شیرینت تنگه...![]()
امروز بهونه ای بود که بازم برگردم به طرف خدا و بگم:
خداجونم داشتن چنین
ابجیی یه نعمت بزرگیه که بهم دادی ..
باید شکرشو بجا بیارم
خداجونم شکرت !!
خدا جونم ،عزیز ترین کسمو واسم حفظش کن
این مطلب قشنگو توی این روز قشنگ از ته ته ته ته دلم تقدیم میکنم به مهربون ترین و باوفادارترین خواهر دنیا ،.
![]()
خواهر
گلم یکم خرداد تولد تو و من دست خالی و فقط با یک جمله ی (خیلی خیلی دوستت دارم)
تولدت رو تبریک میگم و امیدوارم همیشه و همیشه کنار هم بمونیم و همچنین سالروز
تولدت رو تسلیت میگم به فرشته های آسمون!چون35 سال پیش ازشون جدا شدی اما تبریک
میگم به خودم چون فرشته زمینی من شدی .![]()

تولدت مبارک.ابجی گلم ![]()


آبجی
ايشالا 120 سال عمر با عزت داشته باشی![]()
به همه آرزوهای قشنگت برسی و در تمام مراحل زندگیت موفق باشی![]()
اینم یه عکس از منو ابجی و داداشیم![]()
هنـــــــــــوز هم وقتی باران می آید تنم
را به قطرات باران می سپارم …
می گویند باران رساناست ، شاید دستهای مرا هم به دستهای تو برساند …
☂
دیشب خدا آهسته در گوشم گفت :
دیگه بسه ، بارانم از اشکهایت خجالت میکشد …
☂
دلم باران میخواهد و چتری خراب و خیابانی که هیچگاه به خانه ی تو نرسد …فرقی
نمیکنه هوای الان چند نفره ست !
مهم اینه که تو نیستی و من مجبورم”تنهایی” دلتنگی آسمون رو تحمل کنم …
☂
تو تنها هم قدم باران می خواستی اما من خود باران شدم
بعد از تو …ﻧﻴﺎ ﺑﺎﺭاﻥ … ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ اﺵ ﻧﻜﻦ !
ﻣﻦ و اﻭ ، ﻣﺎ ﻧﺸﺪﻳﻢ …دنیای من همه جایش بارانی ست ؛
☂
حرفهای
زیادی داری
سکوت علامت چیست
نمیدانم علامت رضایت است یا همان جواب ابلهان خاموشی است
معنی جدیدی به سکوت داده ای
سکوتت را میفهمم
یعنی انتظار...!
حتی عکستم ندارم که بذارم روبروم...اونقدر نگاش کنم تا بشکنه بغض گلوم...
اوج گرفتن های گاه و بی گاهم تکراری شده اند...
« تا می توانی پرواز می کنی و بالا می روی
تا آنجا که توانش را داری
هر کجا که خسته شوی
محکومی به سقوط »!
سقوط همیشه برایم جذاب بوده اما
حتی سقوط هم دیگر برایم بی معناست ...
بوی غم می دهم این روزها !
هنوز خیلی مانده تا انتها
اما
هر روز
هر شب
به مـــــــــــــــــــــــــرگ سلام می کنم . . .
دوستان عزیز
نظر خصوصی میذارین
بدون ذکر ادرس وب؟
به نظرتون من چطوری جوابتونو بدم؟؟!!!!!!![]()
![]()
لطفا به من عشــــــــــق تعارف نکنید
ســــــــــــــــیرم
من به تنهایی کنار ساحل قـــــــــــــدم مــــــــیزنم
به تنهایی به دیدن غــــروب مــــیروم
به تنهایی تـــنـــهــا میمانم
عشق را میسپارم به چشمان آزاد و نترس تو
من شـــــــــــــکستم
دیروز تکه تکه هایم را با دست جمع کردم، دستم برید
از فردا خودم را گچ می گیرم شاید دیگر هرگز پرواز نکنم
اما هرگز زمین نمیخورم
شاید نخندم اما گــــــــــریه هم نمی کنم
شاید جاودانه نشوم اما آسوده مـــــــیمیرم
فردا قلبم را از جا می کنم، چالش می کنم
زیر خروارها خاک نم کشیده ی کویر
شما هم می توانید در مراسم تدفینش شرکت
کنید ...
فقط لطفا قلبم را ندزدید من عاشق نـــــمی شوم
حـــــتـــی به قـــیمـــت پوســــیدن...
دلم به نوشتن نمیرفت...
هر بار که می آمدم اینجا میگذشتم از نوشتن...
اما این راه چاره نیست...
مینویسم دوباره...![]()
![]()
کسی که ناز ما رو نخرید!!!![]()
اما اومدم واسه دل خودم که تنها سنگ صبورش همین اینجا نوشتنه
خوش اومدم...خونه ی خودمه...![]()
![]()
حوصله اي نيست براي گفتن ...
چندی نیستم...
درازای عمر را طاقتی باشد...
باز میگردم...
روزگار لعنتی ازت متنفرم...![]()
چرا باید کسی که قدر عشق رو میدونه در شرایطی نباشه که بتونم همراهیش کنم
دلتنگـــی یعــــنی میـــدانم ...
مال مــن نیستـــی !
امــــــــا …
دلـــ❤ـــی که با تو باشــــد
این حرفهـــا را نمیفــــهمد...
اشتياقى كه به ديدار تو دارد دل من;
دل من داند و من دانم ودل داند
ومن...
![]()
می نویسم: " د ی د ا ر"
تو اگر بی من و دلتنگ منی یک به یک فاصله ها را بردار ...
دلتنگ مباش ، من قلبم را سایه بان دلت کردم و چشمانم را در انتظار دیدنت . . .
امشب گلویم آنقدر بغض دارد
کـــــــــه
مجالی برای نفس کشیدن ندارم .
امشب نفس کشیدن را بی دلیل میدانم
اصلا حوصله ام به نفس کشیدن هم نمیکشد
چه برسد به نوشتن مشتی سکوت...
یـک خـسـته بـغــض کـرده
طاقت اين بغض قديمي را ندارم...
چقدر دلم هوای تو را کرده گلویم میسوزد
بــرای فریــادی که هر گز از گلویــم رخــت بر نبــست ....
"بیا دوست معمولی باشیم"
ترجمه: خـــــداحـــــا فــــــظ....![]()